head> وحشت از عشق


وحشت از عشق

عشقی که دروغ بود.......

درباره من : در تلاطم تپش­های قلبم تو را دیدم که چه زیبا بودی، در فراسوی عشق تو را یافتم و آنگاه با تمام وجودم زندگی را لمس کردم. ای دریای بی کران هستی، در سایه سار مهربانیت گلی کوچک بودم و امروز در سایه چشمانت درختی هستم پر از میوه عشق. من با تو رنگ شب را زیباتر از همه رنگها میبینم، من عشق را با چشم تو در خواب و رویا دیدم، من با دستهای مهربان تو بر سر تمام غصه هایم چتر گرفتم، من با پاهای تو به روزهای نیامده رفتم و از پشت پنجره های تیره و تار با چشمهای تو به تماشای فردا نشستم. آشنایم به مهربانی تو با غزل های آسمانی تو میروم در پی دلم همه جا تا بیابم مگر نشانی تو دوست دارم که بگذرد همه شب لحظه هایم به میهمانی تو اشتیاق دلم جوانه زده زیر باران مهربانی تو آنقدر تازه ای و سرسبز که من پرم از عشق جاودانی تو دشت و بوی شقایق و تب عشق باز هم خنده و جوانی تو باز هم لحظه های خلوت من باز هم خنده نهانی تو
| شنبه یازدهم تیر 1390| 22:34 | مهرداد|

مدعی هستم زبانم جز زبان عشق نیست

در روانم غیر از جوی روان عشق نیست

صحبتی جز صحت دل در کلامم هیچ نیست

قصه و غصه هایم جز بیان عشق نیست

نیستم تاجر متاع دل ندارم در میان

در کتاب و دفترم سود و زیان عشق نیست

خلوتی دارم در این غربت سرای خانگی

خلوت جانم به وسعت چون جهان عشق نیست
| شنبه یازدهم تیر 1390| 22:4 | مهرداد|

فالگیری به من گفت امسال منتظر باش مهمان بیایداتفاقی به گرمای خورشید بین برف زمستان بیایدتو همان اتفاقی که درمن مثل جوی مذابی دویدی برف اسفند را آب کردی تا به سمت درختان بیایدمن که سوزی تنم را می آزرد من که بازیچه ی باد بودم کوه یخهای دی را شکستم ایستادم که طوفان بیایدتب ندارم که هذیان بگویم با تو هر...

| یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390| 1:49 | مهرداد|

دعایت می کنم، عاشق شوی روزی
بفهمی زندگی بی عشق نازیباست
دعایت می کنم با این نگاه خسته، گاهی مهربان باشی
به لبخندی تبسم را به لب های عزیزی هدیه فرمایی
بیابی کهکشانی را درون آسمان تیره شب ها
بخوانی نغمه ای با مهر
دعایت می کنم، در آسمان سینه ات
خورشید مهری رخ بتاباند
دعایت می کنم، روزی زلال قطره اشکی
بیاید راه چشمت را

| یکشنبه بیست و نهم خرداد 1390| 0:7 | مهرداد|

امشب به رسم عاشقی ، یادی ز یاران می کنم . در غربتی تاریک و سرد ، از غم حکایت می کنم . امشب وجودم خسته است ، از سردی دلهای سرد . آیا تو هم در یاد من هستی در این شبهای درد؟

| شنبه بیست و هشتم خرداد 1390| 21:18 | مهرداد|

روزگاریست همه عرض بدن می خواهند#

همه از دوست فقط چشم و دهن می خواهند#

دیو هستند ولی مثل پری می پوشند#

گرگ هایی كه لباس پدری می پوشند#

آنچه دیدند به مقیاس نظر می سنجند#

عشق ها را همه با دور كمر می سنجند#

خوب طبیعیست كه یكروزه به پایان برسد#

عشق هایی كه سر پیچ خیابان برسد#
| جمعه بیست و هفتم خرداد 1390| 14:41 | مهرداد|

امروز هم،
کنار فاصله هامان،
نشسته ام.
امروز هم،
دلم،
لبالب از اشتیاق توست.
باتو،
تمام شده این نا تمام من.
باتو،
لبریز از ستاره شده آسمان من.
باتو،
قرار گرفته دل بی قرار من.
با من بگو،
بگو،
بگو ای انتظار خوب،
آیا تو هم شده ای بیقرارِ من ؟؟!
| جمعه بیست و هفتم خرداد 1390| 14:32 | مهرداد|

من مهرشاد

متولد:1370/4/14.

از رنگای ابی سبز خوشم میاد

شخسیت کارتونی تام وجری

حساس

قد بلندم چشام سبز لاغرم

رمانتیک مهربون دل نازک

رشته:تجربی مامایی

مغرور نیستم زود رنج نیستم

اورگ گیتار بلدم اگه خواستین بگین یاد میدم

خوش شانس کمی بد شانس

راننده ی حرفه ای ماشین موتور سواری هم خوب بلدم

از تونل خوشم میاد....؟

دوس پسرم افشین دوس دارم

تنهایی رو دوس دارم




| پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390| 23:3 | مهرداد|

De$ign:khanoomi

كد بارش برف >